شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 75
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
گلين b 137 ، عققين b 130 . 2 . اينه / امروزينه a 143 . 3 . آنه / پارسايانه : هزار هزار سوخته درگاه وى بودند همه . . . با كردار پارسايانه a 13 ، مردانه : مردانهوار a 17 . 4 . گين / ميانگين : از آن شاخ زيرين آفتاب و ماه پديد آورد . . . و از ميانگين عرش و كرسى a 177 . 5 . گاه / نشانهگاه a 98 ، طوافگاه a 111 ، اعتمادگاه a 46 ، عذرگاه ، دعوىگاه ، قرارگاه b و a 102 ، تماشاگاه a 152 ، حاجتگاه a 146 ، وديعتگاه a 146 ، قدمگاه b 195 ، تعبيهگاه a 185 ، خطرگاه b 180 ، منزلگاه a 171 ، عرضگاه b 160 ، ديدارگاه b 73 ، خانگاه b 144 . 6 . گر / تقاضاگر : عقل را تقاضاگر كرد a 165 ، تعليمگر : اگر هفت آسمان و هفت زمين تعليمگر شدندى a 155 ، طبقگر : مرد طبقگر a 63 . 7 . وار / كاهلوار ، متواضعوار b 110 ، خصموار b 212 ، صيّادوار b 209 ، غوّاصوار a 200 ، مصيبتزدهوار a 200 ، فرازوار : اين همه خلق كه مىبينى كه فرازوار مىشوند در كارى تمام شده قدم مىزنند هيچ كارى نو آغاز نكردهاند b 195 ، چالاكوار b 189 ، بلبلوار b 188 ، برادروار b 172 ، متضرعوار a 172 ، فراشوار a 167 ، كاليووار 168 ، عاشقوار a 168 ، چاكروار b 166 ، مهتروار b 159 ، غافلوار b 62 ، موسىوار ، بىباكوار ، خجلوار ، كريموار b 64 ، دوستوار a 70 ، ناپاكوار a 78 ، مفتخروار b 80 ، كسرىوار a 82 ، سلطانوار b 83 ، عندليبوار a 86 ، پادشاهوار b 90 ، اميروار b 90 ، مفلسوار b 90 ، مركبوار a 55 ، ملواحوار b 57 ، نابيناوار b 59 ، مردوار b 59 ، ستارهوار a 37 ، بىآزرموار a 35 ، سائلوار b 25 ، مجردوار a 32 ، مردانهوار a 17 ، نهنگوار b 2 ، متحيروار a 6 ، جلادوار b 6 ، خجلوار b 8 ، سلطانوار a 178 ، غريبوار b 146 . 8 . وش / سمندروش b 97 ، مردوش a 109 ، عاشقوش a 110 ، عيّاروش 130 a ، سلطانوش : گدايان سلطانوش a 41 ، عشق سلطانوش b 37 . 9 . بان / سگبان : پادشاهزاده را از اين سگبان باز ستانند a 115 ، كشتيبان a 143 10 . نا / ناارزانيان b 6 ، نااهل a 6 ، ناكسى a 145 ، ناپرواس : چون سياست پيدا آيد همه ناپرواس ( بىبيم ) شوند a 161 ، نايافت b 5 .